اینکه قادر به تغییر چیزی نیستید
اینکه آرام آرام تغییرات غلط در تو و زندگی ات ایجاد می شوند
اینکه تعادل را در یک زندگی نامتعادل، غیر ممکن هست ایجاد کنی
اینکه فرزندانت بزرگ می شوند و تو بخاطر آنها مجبوری قریادهایت را بخوری ، سکوت کنی و هضم شوی
اینکه نیازهای جسمی و روحی ات بر مدار تعادل نمی چرخند و هر روزه، کج تر می شوی
اینکه حریف زندگی ات، عوض تغییر، کینه توز تر شده و ضدیت هایش بیشتر می شود
اینکه دیگر نمیخواهی چیزی را گدایی کنی حتی حسی کوچک را
اینکه اینهمه سال از تو گذشت و عوض لذت زندگی، تلخی هایش تو را آزار می دهد...
همه و همه دست بدست هم می دهند تا احساس کنی داری غمگین تر می شوی...
.
.
.
من بدنبال احساس شادی درونی ام!!!
می یابم؟؟؟
برچسب:
نویسنده: ماهان قربانی