خرید بک لینک

دوستان راهنمایی هایتان مفید بود ممنونم..ممنونم فانوس...ممنونم مینا...ممنونم همه...

در ادامه، آخرین تحولات، اخبار و جزئیات مربوط به «دوستان راهنمایی هایتان مفید بود ممنونم..ممنونم فانوس...ممنونم مینا...ممنونم همه...» را مرور می‌کنیم تا دید کاملی نسبت به این موضوع داشته باشید.

در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.

یکسری از بزرگوارانی که مطالب ام را خوانده بودند راهنمایی های خوبی دادند و من به حربه " تهدید جدی" رسیدم ...و همانطوری که در یکی از پست های قبلی نوشتم حربه تهدید جدی را اجرا کردم و کارگر شد....البته نه تا این اندازه که از شریکم فرشته سازد ! نه...فقط تا این حد استرسم را پایین آورد که دیگر تب خال نمی زنم!

در برابر مسایلی که انتظار ندارد و یا ناراحت اش می کند رفتارهای انفجاری دارد! بصورت لحظه ای کنترل اش را از دست می دهد و دم دست ترین کلمالت را بدون فکر و با حالت تند بزبان می راند! بدون هیچ فکر و تحمل و تامل و اندیشه ای...

این اواخر متوجه شدم که این رفتارش را در سطح فامیل ما هم نشان داده و کاملا این رفتارش شناخته شده است بطوریکه ازش گلایه کامل دارند...چقدر دوست داشتم زن من با عقل و تدبیر و حوصله اش شناخته شود...ولی متاسفانه او  برعکس همه حالات مورد انتظار  را دارد.

شاید در یک روز ۲۰ بار تغییر حالت و دگرگونی دارد:

براحتی از هر حرف غیر دلخواه ناراحت می شود

براحتی سکرمه ها در هم می رود

براحتی حرص می خورد

و...هر مسئله ای را می تواند تا  ۵-۴ روز کش دهد.... سنگین صحبت کند....و...

یادم هست یک تابستان که تهران بودیم، ساعت ۷-۶ تو گرمای تهران خسته و کوفته میرسیدم خونه، طبق عادت که خانوم تا ۱۲-۱۱ ظهر می خوابیدن، خب مشکلی هم نبود و بعد از آن هم مطمئنا کارهای خانه را انجام می دادند و نمی دانم کی بهش خط داده بود از دادن چایی شدیدا امتناع می کرد، بروی خودش هم نمی آورد که من مرد خانه که خسته و کوفته تو اون گرمای تهران رسیده ام خونه از غذا واجب تر به چایی نیاز دارم من هم تو اون مدت نه چیزی گفتم و نه گلایه ای...و این شاید تنها گناه من بود.

الان هم کی به این نکته واقفه ...چایی از ابزارهای فشاره!

 

من فکر می کنم بزرگترین افتخار برای یک زن و شوهر اینه که وقتی ازشون بپرسن اگر دوباره برگردین قدیم باز همدیگر رو انتخاب می کنین؟؟؟                                                                                                      زن و شوهر مسن، با یکدنیا شادی و رضایت، بعععله قدیم رو .....دوباره بله بگن.

بهش میگم برای پسرت بدون شک مادر خیلی خوبی هستی....و موقعی که بخودم میرسم سکوت میکنم...چیزی نمی گم....میگه ساکت شدی.....وبعد شاکی میشه و غر میزنه که تو هیچ وقت تعریفم نمی کنی....ومن باز طبق معمول همه لحظاتم سعی می کنم با سکوت معنی دارم همه جوابها را گفته باشم.

 

برچسب: نویسنده: ماهان قربانی تاريخ: يکشنبه 28 تير 1405 ساعت: 16:12

صفحه بندی